موزیک خوان Music Reader

فرسودگی بعد از جنگ وقتی بدن و ذهن پایان اضطراب را باور نمی کند

فرسودگی بعد از جنگ وقتی بدن و ذهن پایان اضطراب را باور نمی کند

موزیک خوان: یک کارشناس حوزه زنان و خانواده در یادداشتی از ادامه فرسودگی روانی بعد از جنگ و بازگشت اضطراب ها و تروماهای قدیمی در زندگی روزمره نوشت.



یادداشت میهمان - محدثه چیذری، کارشناس ارشد مشاوره خانواده؛ مدتی است احساس می کنم چیزی در عمیق ترین لایه های وجودم درحال فروریختن است. نه یک غم معمولی، نه کسالتی که با چند ساعت خواب یا چند روز استراحت کمتر شود. غمی است که انگار در استخوان هایم جا گرفته است؛ سنگین، مزمن و بی پایان.


از یک سو سایه جنگ هنوز از روی زندگی هایمان کنار نرفته است. صدای انفجارها تمام شده اند، اما بدن من پایان جنگ را باور نکرده است. اضطراب مثل مهمانی ناخوانده در گوشه ای از ذهنم نشسته و هر روز سهمی از توانم را می گیرد.
جنگ به ظاهر تمام شده است، اما هنوز در درون خیلی از ما ادامه دارد.


از سوی دیگر، انگار تمام زخم های قدیمی ام بیدار شده اند. تروماهای کودکی، رنج های زندگی مشترک، ترس ها و فقدان هایی که سال ها با دشواری زیر لایه های زندگی روزمره پنهانشان کرده بودم، حالا همگی با هم سر برآورده اند. گویی جنگ فقط زخمی تازه ایجاد نکرد؛ در تمام اتاق های بسته گذشته را هم باز کرده است.


بعضی روزها احساس می کنم فشار این همه درد در فَکم جمع شده است. دندان هایم را بی اراده روی هم می فشارم. فکرم خسته است، دهانم خسته است، بدنم خسته است. انگار تمام وجودم ساعت ها زیر باری سنگین مانده و دیگر توان بلند شدن ندارد.


سال ها پیش خواهر یکی از دوستانم، زنی جوان و سالم، شب خوابید و بامداد دیگر بیدار نشد. هر بار که داستانش را به یاد می آورم، حس عجیبی در من شکل می گیرد؛ نه از سر عشق به مرگ، بلکه از سر خستگی. از خودم می پرسم چه طور امکان دارد انسانی این قدر خسته شود که آرامش را فقط در خاموش شدن کامل تصور کند؟


این روزها عکس آدم ها را می بینم؛ خانواده هایی که دور یک سفره نشسته اند، در مهمانی ها کنار هم ایستاده اند و رو به دوربین لبخند می زنند. زندگی جریان دارد. می دانم که حق دارند زندگی کنند. می دانم شادی کردن جرم نیست. حتی می دانم هیچ جامعه ای نمی تواند برای همیشه در سوگ و اضطراب زندگی کند. زندگی من هم جریان دارد.


اما با این وجود رنج می کشم.


نه از شادی آدم ها.


از سرعت فراموشی.


از این که برای بعضی ها همه چیز خیلی زود به یک خبر قدیمی تبدیل شد.


گاهی با خودم فکر می کنم خون آن هایی که کشته شدند چه شد؟ آن کودک ها، آن مادرها، آن پدرها؟ آن هایی که نه نامشان در تاریخ می ماند و نه روایت زندگی شان جایی ثبت می شود.


بیشتر از همه، از این رنج می کشم که آدم ها چقدر راحت برای مرگ و ویرانی توضیح پیدا می کنند. هر کس از جایی که ایستاده، روایتی می سازد که بتواند با آن کنار بیاید. یکی می گوید لابد ضرورتی بوده، یکی می گوید لابد هدف مهمی آنجا بوده، یکی می گوید حقشان بوده، یکی هم از هزار کیلومتر دورتر به منظور زندگی دیگران نسخه می پیچد.


و بعد همه به زندگی خودشان برمی گردند.


اما کسی مسئول سنگینی کلماتی که گفته نیست.


کسی مسئول شب هایی که دیگران از ترس نخوابیده اند نیست.


کسی مسئول کودکی که تکه تکه شده است نیست.
گاهی احساس می کنم آدم ها مرگ را تا وقتی که به خانه خودشان نرسیده باشد، انتزاعی می بینند. انگار همیشه تصور می کنند فاجعه برای جای دیگری است، برای خیابان دیگری، برای خانواده دیگری.


اما من آن روز فهمیدم مرگ چقدر می تواند نزدیک باشد. آن قدر نزدیک که میان بودن و نبودن فقط چند ثانیه یا چند متر فاصله باشد.


شاید به این علت است که دیگر نمی توانم با همان سادگی گذشته به جهان نگاه کنم. نه فقط به خاطر جنگ، بلکه به خاطر چیزی که جنگ در رابطه با انسان ها به من نشان داد؛ این که خیلی از ما تنها تا جایی با رنج دیگران همدلی می نماییم که نظم روانی خودمان به هم نریزد.


راستش اینروزها بیشتر از آن که آرزوی مردن داشته باشم، آرزوی تمام شدن این حجم از درد را دارم. دلم می خواهد برای مدتی از زیر بار این همه ترس، مسئولیت، مراقبت، خاطره و اضطراب بیرون بیایم. دلم می خواهد بدنم دیگر این قدر در حالت آماده باش نباشد. دلم می خواهد یک شب بخوابم و برای چند ساعت مجبور نباشم نگران جنگ، کودکانم، آینده یا گذشته باشم.


شاید نام دقیق این احساس، میل به مرگ نباشد. شاید نامش فرسودگی باشد؛ فرسودگی انسانی که برای مدت طولانی بیشتر از توانش بار حمل کرده است.


به اجمال، فکرم خسته است، دهانم خسته است، بدنم خسته است. یکی می گوید لابد ضرورتی بوده، یکی می گوید لابد هدف مهمی آنجا بوده، یکی می گوید حقشان بوده، یکی هم از هزار کیلومتر دورتر بمنظور زندگی دیگران نسخه می پیچد. کسی مسئول کودکی که تکه تکه شده است نیست.

منبع:

1405/03/31
12:55:34
5.0 / 5
5
تگهای خبر: دوربین , سفر , مد , مشاوره
این مطلب موزیک خوان را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
لینک دوستان موزیك خوان
موزیک خوان