موزیک خوان Music Reader
دوازدهمین طَف منتشر شد؛

حسین(ع) را تنها نگذارید

حسین(ع) را تنها نگذارید

موزیک خوان: دوازدهمین نماهنگ پروژه موسیقایی - تصویری روایت طَف از اجتماع عظیم عشیره عاشورا با عنوان پلک یازدهم؛ نشد پیش روی مخاطبان قرار گرفت.


دریافت 89 MB
به گزارش موزیک خوان به نقل از مهر، دست اندرکاران مجموعه «فطرس» بعنوان مرکز حفظ و نشر آثار محمود کریمی ذاکر دوده (ع) دوازدهمین نماهنگ از پروژه «روایت طَف» در قالب اجتماع عظیم عشیره عاشورا را منتشر نمودند.
«طَف» نام دیگر سرزمین کربلاست که در ادبیات مرثیه خوانی و ذکر مصائب حضرت امام حسین (ع) از این عنوان بسیار شده که دربرگیرنده عنوان کربلای معلی است.
در متن دوازدهمین نماهنگ پروژه «روایت طف» با عنوان «پلک یازدهم، نشد» به روایت و صدای حامد عسگری آمده است:
بزرگ قبلیه ما آن شب، شب عروسی اش بود، دور آتش هزار مرد دهل می کوفتند و ما تیغ می چرخاندیم و آوازهایمان دشت های پهن را می پراکند و ما شاد بودیم و گندم و انگور و انجیر می خوردیم.
پیکی آمد نفس نفس زنان و خبر آورد؛ نفس هایش بوی خون می داد. اظهار داشت: «پسر ابوتراب در بیابانی به نام طف گرفتار آمده» و بزرگ ما برخواست. جفت را لب نزده بزم هِشت را عزم رزم کرد. عروس اشک ریخت و کتاب بر سر گرفت و ما پلکی در طف فرود آمدیم. ما نمک گیر ابوتراب بودیم و روا نبود پسرش به مهمانی خون برود.
پدرم می اظهار داشت: بزرگمان به ادب نزد مرد رفت و اظهار داشت: ما مرده باشیم و شما غریبه افتاده باشید. بالا بنشین و کوچک ببین و بزرگ بگو. تیغ نه، مژه ای کج کن و کوزه ای از خاکسترشان را تحویل بگیرد.
مرد اظهار داشت: این نه کار جوانمردان هست، این قوم شما را نمی بینند و بی هوا زدن از پهلوانی نیست.
پدرم می اظهار داشت: استغنای مرد آن قدر بود که شب واقعه به یاران اظهار داشت: بیعتی ندارید، جانتان را بردارید و بروید. اینها فقط با من کار دارند. بزرگمان هرچه اصرار کرد، ملیح تر نه شنید.
من این روزها قصه های پدرم را روایت می کردم، قصه های موروثی که خودش در نینوا بود و دید و برای ما گفت و گریست و آن قدر گریست که مُرد.
من پسر اویم و او قشون «ضعفر» بود و ضعفر بزرگ طایفه ما جنیان بود.
من قصه ها را هزار سال است برای پسرانم و پسرم برای پسرش گفته و خواهد گفت.
این شب ها کنارتان گریستم و بر سر زدم، ما بیشتر از شما گریه می نماییم. چون می شد کمکش نماییم و نخواست. ما را آدم حساب نکرد که آدم باید می جنگید. و شما خوشبخت ترید که می توانید هل من ناصرش را لبیک بگویید.
از برادر ندیده به شما نصیحت: حسین را تنها نگذارید. ما می خواستیم و نشد. کاش جای شما بودیم.


منبع:

1400/05/31
23:21:54
5.0 / 5
218
تگهای خبر: آثار , كتاب , مد
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۵
موزیک خوان