جوانان برای ساخت آینده ایران به مسیر روشن نیاز دارند
به گزارش موزیک خوان، مدیرکل اداره طرح های ملی و فراگیر وزارت ورزش و جوانان اظهار داشت: جوانان برای ساخت آینده ایران به مسیر روشن و فرصت اثرگذاری نیاز دارند.
به گزارش موزیک خوان به نقل از مهر، اعظم کریمی مدیرکل اداره ی طرح های ملی و فراگیر وزارت ورزش و جوانان در یادداشتی نوشت: سه شنبه، سوم شهریور ۱۴۰۵، رییس جمهور، وزیر ورزش و جوانان و معاون امور جوانان در نشستی صمیمانه با گروهی از نوجوانان و جوانان حضور داشتند؛ نوجوانان و جوانانی از گروههای مختلف از تمام کشور، با تجربه ها، مسیرهای زندگی و دغدغه های متعدد. هر کدام از آنها از زاویه ای متفاوت به آینده نگاه می کردند و مسایل و مطالباتی داشتند که شاید در ظاهر با یکدیگر متفاوت بود، اما در عمق، اشتراکات فراوانی داشت.
شاید فصل مشترک همه آن چه در این جلسه گفته شد، «تلاش برای گشودن مسیری بسمت آینده ای بهتر» بود؛ تلاشی برای یافتن راهی که در آن استعدادها دیده شوند، قابلیتها به کار گرفته شوند و جوانان بتوانند نقش خودرا در ساختن آینده کشور پیدا کنند.
پیدایی مفری برای جوان المپیادی که مدال المپیاد را پایان مسیر نمی داند، بلکه آنرا شروع راهی تازه می بیند؛ جوانی که توانایی، دانش و انگیزه اثرگذاری دارد و می خواهد آموخته های خودرا در خدمت حل مسایل کشور قرار دهد، اما مسیر پیش رو برایش شفاف نیست و نمی داند چه طور می تواند از ظرفیت علمی و تخصصی خود برای ساختن ایران استفاده نماید.
مفری برای قهرمان ورزشی که سال ها برای رسیدن به قله تلاش کرده، پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و افتخار آفریده است، اما دغدغه زندگی در دنیای بعد از قهرمانی را دارد؛ این که بعد از پایان دوران قهرمانی، چه طور مسیر جدیدی به منظور زندگی حرفه ای و اجتماعی خود پیدا کند، چه طور تجربه و اعتبار سالهای ورزش قهرمانی را به سرمایه ای برای آینده تبدیل کند و چه طور مطمئن باشد که جامعه او را بعد از کنار گذاشتن لباس قهرمانی فراموش نخواهد کرد. مفری برای جوانی که در عین جوانی، بزرگ فکر می کند و دغدغه مدرسه سازی دارد؛ جوانی که مسئله آموزش و آینده خردسالان این سرزمین را مسئله ی خود می داند و باور دارد ساختن ایران تنها با سخن گفتن از آینده امکان ندارد، بلکه باید از امروز برای ساختن زیرساخت های آن آینده قدم برداشت. مفری برای سربازی که همزمان با آنکه خاطره هم گروهی های شهیدش لحظه ای از ذهنش بیرون نمی رود، هنوز به منظور زندگی می جنگد؛ جوانی که تجربه دشوار و پرافتخار دفاع از کشور را با دغدغه های روزمره زندگی پیوند زده و از اشتغال سربازان بعد از طی دوران خدمتشان می گوید.
مفری برای جوانان «ایران یاری» که بی چشمداشت و در شرایط سخت جنگی پای کار ایران ماندند؛ جوانانی که نشان دادند مسئولیت پذیری اجتماعی و عشق به کشور فقط در شعار خلاصه نمی شود و می تواند در سخت ترین شرایط، به کنش و حضور واقعی تبدیل گردد.
جوان ایرانی هنوز دغدغه ایران را دارد. هنوز می خواهد بماند، اثر بگذارد، بسازد و آینده ای بهتر برای خود و جامعه اش رقم بزند؛ اما برای این کار به «مسیر» نیاز دارد. به این اطمینان که تلاشش دیده می شود، استعدادش به کار گرفته می شود و اگر قدمی برای آینده برمی دارد، قرار نیست در میانه راه با دیوار ابهام و بی اعتمادی مواجه شود.
جوانان حاضر در نشست، با وجود نقدها، گلایه ها و نارضایتی هایی که داشتند، دعوت ما را برای حضور در این گفتگوی صمیمانه پاسخ گفتند و دغدغه مندانه، صادقانه و بدون تعارف سخن گفتند. همین حضور و همین صراحت، خود سرمایه ای پرارزش است. شنیدن نقد جوانان نباید فقط یک رفتار تشریفاتی یا بخشی از یک برنامه رسمی تلقی شود؛ بلکه باید آنرا مجالی برای شناخت دقیق تر مسایل نسل جدید و اصلاح مسیرهای موجود دانست.
مهم تر از شنیدن سخنان جوانان، تبدیل شنیده ها به تصمیم، تصمیم به اقدام و مبادرت به نتیجه است. اگر جوانی از ابهام در آینده تحصیلی و شغلی خود سخن می گوید، وظیفه ما اینست که تا حد امکان مسیر پیش روی او را روشن تر نماییم.
اگر جوانی از نبود فرصت برای اثرگذاری می گوید، باید برای مشارکت واقعی وی در حل مسایل کشور میدان ایجاد نماییم. اگر قهرمانی دغدغه زندگی بعد از قهرمانی دارد، باید برای دوران بعد از ورزش حرفه ای نیز برنامه داشته باشیم.
و اگر جوانی با وجود همه دشواری ها پای کار ایران ایستاده است، باید این سرمایه اجتماعی را ببینیم و ارج گذاریم.
حال، مسئولیت ما شروع می شود. باید در حدی که شرایط کشور امکان می دهد، پاسخ گوی مطالبات جوانان باشیم؛ نه فقط با وعده، بلکه با اقدام و پیگیری. مهم تر از همه، باید تا آنجایی که می توانیم ابهامات را از ذهن آنها بزداییم؛ مسیر پیش رویشان را در تحصیل، مهارت آموزی، اشتغال و فعالیتهای اجتماعی روشن تر نماییم و به آنها نشان دهیم که برای قابلیت و انگیزه شان در کشور جایگاه و میدان اثرگذاری وجود دارد.
باید از ظرفیت جوانان برای حل مسایل کشور استفاده کنیم؛ نه فقط به عنوان مخاطب سیاستهای جوانان، بلکه به عنوان شریک و بازیگر اصلی در طراحی و اجرای این سیاستها. جوانان باید احساس کنند که می توانند بخشی از راهکار مسایل کشور باشند، نه این که فقط در جایگاه مطالبه گر یا دریافت کننده خدمات قرار بگیرند.
شاید یکی از مهم ترین وظایف امروز ما، بازگرداندن «احساس اثرگذاری» به نسل جوان باشد. جوانی که احساس کند تلاش او بی نتیجه است، استعدادش دیده نمی شود و اثرگذار نیست، کم کم خسته و ناامید می شود. اما جوانی که ببیند ایده اش شنیده می شود، توانایی اش به کار گرفته می شود و می تواند تغییری هرچند کوچک در محیط پیرامون خود به وجود بیاورد، باردیگر انگیزه پیدا می کند و نسبت به آینده امیدوارتر می شود.
نسل جوان امروز بیشتر از آنکه به شنیدن وعده های بزرگ نیاز داشته باشد، به دیدن مسیرهای روشن و گامهای عملی نیاز دارد. نیاز دارد بداند اگر درس می خواند، مهارت کسب می کند، ورزش می کند، ایده ای دارد یا برای کشورش داوطلبانه قدم برمی دارد، این تلاش ها در آینده بی اثر نخواهد ماند.
شاید نتوانیم همه مشکلات را در کوتاه مدت حل نماییم و شاید خیلی از محدودیت ها خارج از اختیار ما باشند؛ اما می توانیم صادقانه سخن بگوییم، ابهام ها را کاهش دهیم، مسیرها را واضح تر نماییم، فرصتهای موجود را بهتر معرفی نماییم و برای ایجاد فرصتهای جدید تلاش نماییم. می توانیم به جوانان نشان دهیم که صدای آنها شنیده می شود و دغدغه هایشان برای سیاست گذار اهمیت دارد.
آن چه در این جلسه شکل گرفت، بیشتر از یک گفتگو بود؛ تلاشی برای نزدیک تر شدن دو سوی یک رابطه مهم: نسلی که آینده ایران را خواهد ساخت و مجموعه ای که امروز مسئولیت فراهم کردن زمینه ی این ساختن را بر عهده دارد.
حال نوبت ماست که این گفتگو را به یک مسیر تبدیل کنیم؛ مسیری برای پیگیری مطالبات، رفع موانع، ایجاد فرصت ها و استفاده از ظرفیتهای جوانان. اگر بتوانیم حتی بخشی از دغدغه هایی را که در این جلسه عنوان شد به نتیجه برسانیم، شاید کمی از خستگی ها، گلایه ها و نارضایتی های جوانان کاسته شود و در مقابل، امید به زندگی در ایران و اراده برای ساختن ایران در آنها افزایش یابد.
آینده ایران، قبل از آنکه در برنامه ها و اسناد نوشته شود، در ذهن و دل همین جوانان شکل می گیرد. اگر بتوانیم امید، اعتماد و احساس اثرگذاری را در بین آنها تقویت نماییم، در واقع بخشی از آینده ایران را ساخته ایم.
حرف آخر اینکه مفری برای قهرمان ورزشی که سال ها برای رسیدن به قله تلاش کرده، پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و افتخار آفریده است، اما دغدغه زندگی در دنیای پس از قهرمانی را دارد؛ اینکه پس از پایان دوران قهرمانی، چه طور مسیر جدیدی بمنظور زندگی حرفه ای و اجتماعی خود پیدا کند، چه طور تجربه و اعتبار سال های ورزش قهرمانی را به سرمایه ای برای آینده تبدیل کند و چه طور مطمئن باشد که جامعه او را پس از کنار گذاشتن لباس قهرمانی فراموش نخواهد کرد. جوانی که احساس کند تلاش او بی نتیجه است، استعدادش دیده نمی شود و اثرگذار نیست، کم کم خسته و ناامید می شود. شاید نتوانیم همه مشکلات را در کوتاه مدت حل نماییم و شاید بسیاری از محدودیت ها خارج از اختیار ما باشند؛ اما می توانیم صادقانه سخن بگوییم، ابهام ها را کاهش دهیم، مسیرها را واضح تر نماییم، موقعیت های موجود را بهتر معرفی نماییم و برای ایجاد موقعیت های جدید سعی کنیم.
منبع: موزیك خوان
این مطلب موزیک خوان را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب