موزیک خوان Music Reader

سوءاستفاده از عنوان آرت فر تهران وقتی متراژ جایگزین معیار در هنر شد

سوءاستفاده از عنوان آرت فر تهران وقتی متراژ جایگزین معیار در هنر شد

موزیک خوان: دبیر انجمن صنفی نگارخانه داران با انتقاد از اطلاق عنوان آرت فر به رویدادهای تجاریِ بدون ساختار حرفه ای، اخطار داد که تقلیل هنر به مصرف سریع و سطحی، سلیقه عمومی را تخریب می کند.



خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛

این روزها اگر چرخی در شبکه های اجتماعی بزنید، با ویدئوهایی پررنگ ولعاب از فضایی عظیم مواجه می شوید؛ رویدادی با عنوان پرطمطراقِ «پنجمین آرت فر تهران» که توسط گروه «نگارا» برگزار شده است که بیشتر از هر چیز، با اعداد و ارقام وسعت سالن و شمار سرسام آور آثار، مخاطب را مبهوت می کند. این نمایشگاه بیشتر از آنکه تجلی گاه یک جریان زنده و پویا در هنرهای تجسمی باشد، بازتابنده یک «بازار بزرگ» است؛ بازاری که در آن متر مربع فضا، جایگزین عیار هنری اثر شده است. مساله اصلی در رویارویی با چنین رویدادهایی، مخالفت با عرضه آثار یا تنگ کردن عرصه بر هنرمندان نیست. هر کسی حق دارد در چرخه اقتصاد هنر فعال باشد و برای آثارش مشتری پیدا کند.

بازارِ پرزرق وبرقِ اوهام/ وقتی متراژ جایگزین معیار در هنر تجسمی می شود

اما، چالش بنیادین از آنجا شروع می شود که مرز میان «بازاریابی تجاری» و «ارزیابی حرفه ای» عمداً مخدوش می شود و تبلیغات فریبنده، نقش کارشناس هنر را بازی می کنند. وقتی به آثار ارایه شده در این نمایشگاه نگاه می نماییم، آنچه بیش از تمام به نظر می رسد، انباشتی از کلیشه های آشنا و مصرف شده است؛ نقاشی روی تی بگ های خشک شده، پرتره های سیاه قلم بی جان، کلاژهای آشفته و آثار دکوراتیو و تزیینی که قبل تر نمونه های مشابه شان را هزار بار در پست ها و استوری های اینستاگرام دیده ایم. این آثار بیشتر از آنکه حاصل تأمل و مواجهه جدی با مدیوم هنرهای تجسمی باشند، بر مبنای منطق تولید محتوا در شبکه های اجتماعی شکل گرفته اند؛ تکرار فرمول های امنی که تضمین کننده چشم نوازی سطحی و جلب لایک هستند، نه خلق اندیشه.
مشکل بزرگ تر، استفاده از ادبیاتی اغراق آمیز و تبلیغاتچی مآبانه است. اطلاق عناوین مبهم و دهان پُرکنی چون «بین المللی»، «آرت فر»، «بزرگ ترین» یا اعطای بی محابای لقب «استاد» به حاضران، تلاشی است برای ساختن اعتباری کاذب برای برگزاری رویدادی که سازوکار انتخاب آثار و هیأت نظارت آن در هاله ای از ابهام قرار دارد. اینگونه از کسب و کار فرهنگی، هنر را به کالایی بسته بندی شده مبدل می کند که در آن بنجل بودن ماهوی اثر، در زیر حجم انبوهی از هیاهوی رسانه ای و متر طویل سالن های نمایشگاه گم می شود.
آرت فر در معنای اصیل خود، مجمع الجزایری از گالری ها، کیوریتورهای حرفه ای، مجموعه داران شناسنامه دار و آثار سنجیده است نه انباری بزرگ از اشیای دکوراتیو که هدف شان تنها گردش سریع پول و برندسازی توخالی باشد. وقتی معیار ارزش گذاری در هنر به میزان متراژ و حجم تبلیغات تقلیل پیدا کند، آنچه در نهایت بر جای می ماند نه یک رویداد هنری معتبر، بلکه گورستانی بزرگ از آثار مصرفی است که هیچ چیز به پیکره رنجور هنر معاصرِ ایران اضافه نمی کند.
برای روشن شدن برخی ابهامات درباره ی این نمایشگاه با حسین محسنی دبیر انجمن صنفی نگارخانه داران و مجید احمدی فعال هنری رسانه ای گفتگو کردیم که در ادامه می خوانید.

«آرت فر تهران» متعلق به انجمن نگارخانه داران است نه نگارا!

حسین محسنی در گفتگو با گزارشگر مهر در جواب این پرسش که از منظر هنری آیا این ایونت را می توان «آرت فر» نامید که ابعاد اقتصادی آن پررنگ تر از اقتصاد هنر است، توضیح داد: «آرت فر» یک عنوان صرفا تبلیغاتی برای هر نمایشگاه فروش آثار نیست. «آرت فر»، در کنار مبادله اقتصادی، به ساختار حرفه ای نیاز دارد؛ حضور و نقش روشن گالری ها، معیارهای انتخاب، شناخت مخاطب و مجموعه دار، کیفیت ارایه و برنامه ای که بشکل گیری ارتباط های پایدار در بازار کمک نماید. به همین دلیل، با اطلاعاتی که از این رویداد در دسترس می باشد، من آنرا با تعریف حرفه ای آرت فر منطبق نمی دانم.
وی عنوان کرد: البته اثر چنین رویدادهایی فقط در فروش و بازار حرفه ای سنجیده نمی گردد، آنها در اولین مواجهه بخشی از جامعه با هنرهای تجسمی هم نقش دارند. جامعه ما هنوز برای شناخت هنر، شیوه دیدن اثر و تصمیم گیری آگاهانه در بازار به آموزش و تجربه بیشتری نیاز دارد. وقتی این مواجهه با محتوای کم عمق یا معرفی نادقیق همراه باشد، ممکنست تصویری نادرست از هنر و ارزش اثر بسازد و سلیقه عمومی را بسمت مصرف سریع و سطحی ببرد. احترام به مخاطب یعنی او را با محتوای غنی تر و امکان شناخت دقیق تر مواجه نماییم.

رویدادی که مورد تایید انجمن نگارخانه داران نیست!

محسنی با اعلان اینکه این رویداد از جانب انجمن نگارخانه داران تهران برگزار نشده و مورد تأیید انجمن نیست، اظهار داشت: به عقیده من، مساله را نباید به اختلاف بر سر یک رویداد یا یک برگزارکننده تقلیل داد. نهادسازی در هنر یعنی بتدریج معیارهای مشترک، زبان حرفه ای و اعتماد عمومی بسازیم تا عنوان ها معنای روشن داشته باشند و مخاطب بداند با چه نوع رویدادی روبه روست. صرف استفاده از عنوانی بزرگ، به تنهایی رویدادی را حرفه ای یا اثرگذار نمی نماید. در هنرهای تجسمی، اجرا و تدارکات ضروری است اما کافی نیست. محتوا، شناخت هنری و کیفیت ارتباطی که رویداد میان هنرمند، اثر، گالری و مخاطب ایجاد می کند، اهمیت بنیادی دارد. اگر رقابت فقط بر سر وسعت فضا، تعداد آثار یا شکل ارایه باشد، ممکنست اصل رویداد، یعنی ساختن تجربه ای معنادار و قابل اعتماد، به حاشیه برود.

وقتی گالری ها محدودند و رویدادهای عمومی آزادانه می تازند

دبیر و عضو هیأت مدیره انجمن صنفی نگارخانه داران تهران، در جواب این پرسش که آیا برگزاری این ایونت تناقض و تبعیض نظارتی بین نگارخانه داران و این رویداد را که عمومی برگزار شده، ایجاد نمی کند، توضیح داد: به نظرم این تفاوت در دامنه آزادی عمل، پرسشی جدی درباره ی تناسب و یکسانی ضوابط به وجود می آورد. گالری، با وجود آنکه در محیطی تخصصی و معمولا با مخاطبی محدودتر فعالیت می کند، با الزامات و محدودیت های گوناگونی روبه روست. در مقابل، رویدادی که در فضای عمومی برگزار می گردد و مستقیماً با مخاطب گسترده تری ارتباط دارد، ظاهراً از امکان عمل بیشتری برخوردار می باشد. این تفاوت نیازمند توضیح روشن درباره ی مبنای اعطای مجوز و نحوه نظارت است. اما مطالبه من محدودکردن آزادی این رویداد نیست؛ آزادی فعالیت فرهنگی باید برای همه تضمین شود. پرسش حرفه ای این است که آیا ضوابط متناسب با نوع فعالیت، مقیاس رویداد و مسئولیت آن در مقابل مخاطب، به شکل شفاف و یکسان اعمال می شوند؟ اگر یک گالری برای فعالیت تخصصی خود با محدودیت هایی رو به رو است، باید روشن باشد که همان ملاحظات چه طور درباره ی رویدادی عمومی تر هم بررسی می شود.
وی اظهار نمود: از منظر نهادسازی، نظارت زمانی کارکرد مثبت دارد که پیش بینی پذیر، پاسخ گو و تسهیل گر باشد؛ نه این که صرفا مجوز را به ابزار محدودیت تبدیل کند. هدف باید ایجاد شرایط برابر برای فعالیت حرفه ای و پیشرفت کیفیت مواجهه عمومی با هنر باشد. بنابراین، مساله افزایش محدودیت برای یک رویداد نیست؛ مساله فراهم کردن آزادی عمل و فرصت برابر برای گالری ها و برگزارکنندگان حرفه ای، همراه با معیارهای روشن و مسئولیت پذیری متناسب با دامنه فعالیت هر رویداد است.
محسنی درباره ی این که دوره های قبلی این رویداد چه زمانی و کجا برگزار و چرا این نوبت بحث برانگیز شده است، اظهار داشت: در آگهی های عمومی گروه «نگارا» به دوره هایی در نیاوران، مرکز همایش های صداوسیما و ایران مال اشاره شده است. برای بیان دقیق تاریخ و سابقه هر دوره، بهتر است برگزارکننده اطلاعات مستند و یکپارچه ارائه نماید. اما مبحث اصلی اعتراض ما صرفا سابقه این رویداد نیست. عنوان «آرت فر تهران» در قالب مجوز وزارت فرهنگ برای پروژه ما (انجمن صنفی نگارخانه داران) تعریف شده و در مجوز گروه «نگارا» قرار ندارد. این مساله و نگرانی درباره ی دستاوردهای استفاده از این عنوان را در مکاتبات با وزارت فرهنگ بارها مطرح کرده ایم.
وی عنوان کرد: وقتی نام یک رویداد در فضای حرفه ای و بین المللی معرفی می شود، استفاده مبهم از همان عنوان می تواند میان پروژه ها خلط بوجود آورد و به اعتبار نام تهران لطمه بزند. پیگیری ما برای روشن شدن این مساله است، نه برای پیشگیری از برگزاری برنامه های دیگر.
محسنی با اشاره به این که با ورود گروه ها و افراد تازه به بازار هنر مشکلی ندارند، توضیح داد: ما از ورود گروههای تازه و افراد بیشتری که برای حضور در بازار هنر تلاش می کنند خوشحالیم و واقعا بابت زحمتی که می کشند قدردانیم. رشد یک بازار با حضور افراد بیشتر ممکن می شود اما صرف افزایش تعداد رویدادها برای ساختن یک بازار پایدار کافی نیست. آموزش، مطالعه، مطالعه و شناختِ هنر و سازوکار بازار کمک می نماید این تلاش ها به نتیجه مناسب تری برسند و اعتماد هنرمند و مخاطب را تقویت نمایند. نهادسازی یعنی فراهم کردن شرایطی که تجربه ها به دانش مشترک تبدیل شوند و کار حرفه ای بتواند ادامه پیدا کند.

حراجِ هویت در بازارِ توهم

مجید احمدی فعال هنری رسانه ای هم در گفتگو با گزارشگر مهر درباره ی رویدادی که در ایران مال برگزار شده است، بیان نمود: بحث را از هویت بصری «نگارا» شروع می کنم؛ اگر بخواهیم به جزییات کلان تر هم برسیم، اولین ایراد به همین طراحیِ بصریِ ضعیف برمی گردد که به نظر می آید کار هوش مصنوعی است یا حتی اگر هم نبوده، حاصلِ بی سلیقگیِ محض است. این که در این شرایط، گربه ای را روی نقشه ایران بگذارید، ماهی ای به رنگ پرچم آمریکا در دهانش قرار دهید و آنرا بالای تنگه هرمز بنشانید، کاملا دم ودستی و کهنه است. از آن گذشته، اگر به تایپوگرافیِ کلمه «تهران» نگاه کنید، فاصله حروف با هم یکسان نیست؛ انگار حتی طراح یا بودجه ای برای این کار درنظر گرفته نشده است. هویت بصری به دور از کوچک ترین تفکر است؛ انگار نخستین فونتی را که کامپیوتر جلویشان گذاشته است، برگزیده اند!
وی اظهار داشت: اما مساله اصلی تر این است که اساساً با برگزاری هرگونه نمایشگاهی به این شکل مخالفم. ما اصلاً در شرایط و وضعیتی نیستیم که هر رویدادی را به هر شکلی برگزار نماییم. کیفیت کاملا فدای کمیت شده و قربانی کردنِ کیفیت، یک خطای راهبردی و بزرگ است. گروهی تحت عنوان «نگارا» با حمایت مرکز هنرهای تجسمی و نهادهای دیگر، چند سالی است این بساط را پهن می کنند؛ هر سال با وجود اعتراض های منتقدان، برنامه ای بی کیفیت تر از سال قبل ارایه می دهند. اگر نام این رویداد «نمایشگاه سالانه نگاران» بود، هیچ کس حرفی نداشت اما چرا عنوانِ دهان پُرکنِ «آرت فر تهران» به این جریان اعطا شده است؟ عناوینی که از جانب برخی نهادهای دولتی به آنها داده می شود و کم کم پای این جریان را به رویدادهای خارج از کشور مثل استانبول و دبی هم باز کرده است.
احمدی اشاره کرد: تصور کنید مخاطبِ خارجی می آید تا هنر ایران را ببیند اما با آثارِ کپی و سطحی مواجه می شود؛ آثاری که به اسم هنر ایران ثبت و معرفی می گردند، در حالیکه آن چه دیده ایم، چیزی جز پریشانی بصری نبوده است.
وی بیان نمود: وقتی به کیفیت آثار نگاه می نماییم، با کپی های خیلی نازل مواجه می شویم که حتی از سطحِ تمریناتِ دانشجویان سال اولی هم پایین ترند. عده ای از مدرسانِ نقاشی در کوچه پس کوچه ها، برای جلب مشتری و پرزنتِ خود، دانشجوها را آورده و با دریافت هزینه های گزاف غرفه، این نمایشگاه را پر کرده اند؛ برنامه ای که البته تبلیغاتِ رسانه ایِ پر سر و صدا و ویدیوهای پررنگ ولعابی هم دارد. شاید بخشی از این نارضایتی، توقعِ بالای جامعه تجسمی از مفهوم «آرت فر» باشد؛ جامعه ای که هر سال شاهد تکرارِ این چرخه معیوب است و اعتراض می کند اما باردیگر روز از نو و روزی از نو.
احمدی در انتها خاطرنشان کرد: جالب است بدانید سال قبل که آرت فرِ گالری های معتبرِ کشور در سالن حجاب برگزار شد، گالری دارها با انواع تنش ها و پاسخگویی به نهادهای مختلف درگیر بودند اما اگر به فیلمها و تصاویرِ رویداد «نگارا» نگاه کنید، می بینید هیچ گونه مانع، محدودیت یا چالشی برایشان وجود ندارد؛ هرطور خواستند رفتار کردند و آب از آب تکان نخورد.


به طور خلاصه، وقتی به آثار ارائه شده در این نمایشگاه نگاه می نماییم، آن چه بیش از همه به نظر می آید، انباشتی از کلیشه های آشنا و مصرف شده است؛ نقاشی روی تی بگ های خشک شده، پرتره های سیاه قلم بی جان، کلاژهای آشفته و آثار دکوراتیو و تزیینی که قبل تر نمونه های مشابه شان را هزار بار در پست ها و استوری های اینستاگرام دیده ایم. این مسئله و نگرانی در رابطه با ی موفقیتهای استفاده از این عنوان را در مکاتبات با وزارت فرهنگ بارها مطرح کرده ایم. وی عنوان کرد: وقتی نام یک رویداد در فضای حرفه ای و بین المللی معرفی می شود، استفاده مبهم از همان عنوان می تواند میان پروژه ها خلط بوجود آورد و به اعتبار نام تهران لطمه بزند. پیگیری ما برای روشن شدن این مسئله است، نه برای جلوگیری از برگزاری برنامه های دیگر. محسنی ضمن اشاره به اینکه با ورود گروه ها و افراد تازه به بازار هنر مشکلی ندارند، توضیح داد: ما از ورود گروه های تازه و افراد بیشتری که برای حضور در بازار هنر تلاش می کنند خوشحالیم و واقعاً بابت زحمتی که می کشند قدردانیم.

منبع:

1405/08/05
10:16:57
5.0 / 5
7
تگهای خبر: آب , آثار , آموزش , انجمن
این مطلب موزیک خوان را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۴
لینک دوستان موزیك خوان
موزیک خوان