چرا جامعه ایرانی از فرزندآوری فاصله گرفته است؟
به گزارش موزیک خوان، فرزندآوری دیگر در یک خط مستقیم میان سنت و هویت حرکت نمی کند، بلکه در چرخ دنده های منطق فردگرایی، محاسبه گری های اقتصادی و سبک زندگی مدرن باز تعریف شده است.
یادداشت میهمان - راضیه مکوندی پژوهشگر حوزه زنان و خانواده:
در سالیان اخیر، ورق تحولات جمعیتی در ایران برگشته است؛ مساله ای که روزگاری یک تصمیم کاملا شخصی، درون خانوادگی و متأثر از سنت های هنجاری بود، امروز به یک دغدغه کلان ملی و یکی از پیچیده ترین چالش های سیاستگذاری تبدیل گشته است.
حقیقت اینست که در بستر جامعه امروز، فرزندآوری دیگر در یک خط مستقیم میان «سنت و هویت» حرکت نمی کند، بلکه در چرخ دنده های منطق فردگرایی، محاسبه گری های اقتصادی و سبک زندگی مدرن تعریف مجدد شده است. کاهش نرخ باروری در ایران و سقوط آن به زیر سطح جانشینی، صرفا یک آمار سرد روی کاغذ نیست؛ این یک زنگ خطر بی صدا و خزنده برای آینده اقتصادی، پویایی اجتماعی و انسجام نسلی کشور است که نتایج بازگشت ناپذیر آن در بلند مدت آشکار خواهد شد. امروز فرزندآوری در مرز باریک میان «حق فردی» و «ضرورت اجتماعی» ایستاده است؛ موقعیتی چالش برانگیز که جامعه را ناگزیر می کند فراتر از راهکارهای موقت و مادی، به بازاندیشی در این نقطه تلاقی بپردازد. جایی که فرزندآوری باید از یک کنش زیستی و فردی، به یک عنصر زنده و پویا در فرهنگ اجتماعی تبدیل گردد.
این یادداشت تحلیلی تلاش می کند با نگاهی واقع بینانه و به دور از شعارزدگی، ابعاد مختلف این کلان مساله را واکاوی کند. ابتدا با طرح این پرسش کلیدی که «آیا فرزندآوری یک لزوم اجتماعی است یا انتخاب شخصی؟» به سراغ ریشه های جمعیتی و نگرشی آن می رویم؛ سپس با عبور از سدِّ موانع فرهنگی و ساختاری، راهکارهای نهادینه سازی و نقش حیاتی نهادهای اجتماعی را بررسی خواهیم کرد.
بخش اول: فرزندآوری، یک لزوم اجتماعی یا انتخاب شخصی؟
برای پاسخ به این پرسش که فرزندآوری یک لزوم اجتماعی است یا انتخاب شخصی ضروری است سه عامل مهم شامل چالش های جمعیتی کشور، تغییر نگرش ها نسبت به فرزندآوری و لزوم فرهنگ سازی در زمینه فرزندآوری مورد بررسی قرار گیرند.
الف- چالش های جمعیتی کشور
در سالیان اخیر، سرعت کاهش نرخ فرزندآوری در ایران به یکی از چالش های راهبردی تبدیل گشته است. بنابر گزارشات رسمی، نرخ باروری کل در کشور به کمتر از ۷/۱ فرزند برای هر زن رسیده است؛ آمارها به ما می گویند نرخ باروری در کشور به زیر سطح جانشینی رسیده است؛ اما پشت این ارقام سرد ریاضی، یک حقیقت گرم و زنده جریان دارد. ما با نسلی مواجهیم که دیگر فرزندآوری را یک بایدِ هنجاری یا تکلیفی سنتی نمی داند، بلکه آنرا در ترازوی سود و زیان شخصی و آزادی های فردی می سنجد. وقتی مادری یا پدری کردن در ذهن جوان امروز به معنای پایان رشد فردی تعبیر شود، هیچ بخش نامه و مشوقِ مقطعی نمی تواند این گرهِ ذهنی را باز کند.
افزایش جمعیت سالمندان، کاهش جمعیت در سن کار، کاهش پویایی اجتماعی، تهدید انسجام نسلی و اختلال در ساختار اقتصادی خانواده ها و نظام بازنشستگی از مهم ترین تبعات این روند به شمار می آیند.
پیش بینی ها نشان داده است درصورت ادامه این روند، تا دو دهه ی آینده، کشور با پدیده ی سالمندی زودرس مواجه خواهد شد؛ به این معنا که بخش بزرگی از جمعیت، در دهه ی شصتِ زندگیِ خود خواهند بود، درحالی که نیروی مولد کافی برای تامین نیازهای آنها وجود نخواهد داشت. نکته ی نگران کننده تر آن است که این تحولات جمعیتی، به صورت خزنده و بی سروصدا رخ می دهند و در کوتاه مدت محسوس نیستند؛ اما نتایج آن در بین مدت و بلند مدت خیلی گسترده، پرهزینه و بازگشت ناپذیر خواهند بود.
در چنین شرایطی، فرزندآوری دیگر تنها یک انتخاب شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه به مساله ای راهبردی برای آینده ی کشور تبدیل گشته است. برنامه ریزی مؤثر برای مدیریت این وضعیت، مستلزم نگاهی فراتر از سیاستهای تشویقی مقطعی است و باید در قالب بازبینی فرهنگی و بازسازی نظام ارزشی جامعه مورد توجه قرار گیرد.
ب- تغییر نگرش ها نسبت به فرزندآوری
در کنار عوامل اقتصادی و ساختاری، یکی از متغیرهای اثرگذار بر کاهش نرخ فرزندآوری در سالیان اخیر، تحولات ارزشی و نگرشیدر میان نسل های جدید بوده است. فرزندآوری که در گذشته یک ارزش مثبت اجتماعی و حتی وظیفه ی خانوادگی محسوب می شد، حالا بیش ازپیش به انتخابی فردی، سبک زندگی یا تصمیمی وابسته به شرایطِ شخصی، تبدیل گشته است.
در نگاه خیلی از جوانان، فرزندآوری با مفاهیمی همچون آزادی فردی، رشد شخصی، ثبات اقتصادی و تعادل روانی درتقابل قرار گرفته است. افزون بر این، در شهر های بزرگ و در بین طبقه ی متوسط تحصیل کرده، گسترش فرهنگ مصرف گرایی، ایده آل گرایی در تربیت کودک و همینطور افزایش انتظارات از کیفیت زندگی خانوادگی باعث شده تصمیم به فرزندآوری به تاخیر افتد یا حتی کنار گذاشته شود.
از سوی دیگر، نگرش ها نسبت به مفهوم خانواده ی ایده آل نیز گرفتار دگرگونی شده است. خانواده ی کم فرزند یا حتی بدون فرزند، در ذهن برخی گروههای اجتماعی دیگر ناپذیرفتنی و غیراخلاقی نیست، بلکه نشان دهنده ی عقلانیت، کنترل و برنامه ریزی است. این تغییر نگرش ها تاحدی از تأثیر روندهای جهانی ناشی می شود و در بستر تحولات رسانه ای، گسترش شبکه های اجتماعی و تضعیف هنجارهای سنتی تشدید شده است.
تغییر در اولویت های ارزشی نیز نقش مهمی دارد. برای خیلی از زوج های جوان، تحقّقِ خود، موفقیت شغلی، تجربه های فردی و ثبات روانی اولویت هایی هستند که نسبت به تجربه ی مادری یا پدری در رتبه ی بالاتری قرار می گیرند. در چنین فضایی، فرزندآوری نه فقط ضرورتی بدیهی و فرهنگی به شمار نمی رود، بلکه گاه به منزله عاملی محدودکننده در راه رشد فردی تلقی می شود.
درمجموع، این تحولات نگرشی ازآن رو اهمیت دارند که بیشتر وقت ها از سطح آگاهی و اراده ی فردی فراتر می روند و در ساخت اجتماعی معنا، داستانهای رسانه ای، و نظام ارزشی جامعه ریشه دارند. به این جهت، هرگونه سیاست یا برنامه برای تشویق به فرزندآوری، بدون توجه به این لایه ی فرهنگی-معنایی به سطحی نگری و بی اثر بودن محکوم خواهد بود.
ج- لزوم فرهنگ سازی در زمینه ی فرزندآوری
باتوجه به شرایط پیچیده ی جمعیتی و دگرگونی های ارزشی در جامعه ی امروز ایران، لزوم فرهنگ سازی در زمینه ی فرزندآوری بیشتر از گذشته احساس می شود. فرهنگ سازی در این حوزه، به معنای بازآفرینیِ معنا، بازسازی ارزش و بازتولید داستانهای هویتی در رابطه با ی فرزندآوری در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی است.
تحولات چند دهه ی اخیر نشان داده است سیاستگذاری های جمعیتی زمانی مؤثر هستند که در بستر فرهنگی مناسب و با درک عمیق از ذهنیت و زیست جهانِ مردم طراحی شوند. در فقدان چنین بستری، سیاستها یا با مقاومت مواجه می شوند یا به رفتارهای ظاهری و ناپایدار می انجامند. به این جهت، تمرکز بر تغییر نگرش ها باورها و داستانهای اجتماعی در رابطه با ی فرزندآوری باید در اولویت قرار گیرند.
فرهنگ سازی مؤثر، به جای آنکه فقط از بالا به پایین و در قالب تبلیغات مستقیم باشد، باید به روشی اقناعی، تدریجی و مشارکتی صورت گیرد. در این فرآیند، نقش نهادهایی مانند خانواده، رسانه، آموزش و پرورش، دانشگاه و نهادهای دینی و فرهنگی، کلیدی است. این نهادها می توانند در تعریف مجدد فرزندآوری به مثابه بخشی از هویت انسانی، اخلاقی و تمدنی افراد جامعه نقش آفرینی کنند.
از سوی دیگر، فرهنگ سازی موفق نیازمند آن است که به مساله ی فرزندآوری نه فقط از منظر کمّی و جمعیتی، بلکه از دریچه ی کیفیت زندگی، معنا، رضایت مندی و پویایی اجتماعی هم نگاه شود. چنین نگاهی کمک می نماید تا فرزندآوری در اذهان مردم به امری مطلوب، پرارزش و متناسب با زندگی معنادار تبدیل گردد.
درنهایت، باید تاکید کرد که بدون تغییرات فرهنگیِ عمیق، نمی توان انتظار داشت سیاستهای حمایتی به تنهایی تاثیری پایدار در رفتارهای باروری داشته باشند. فرهنگ سازی در زمینه ی فرزندآوری، ضرورتی راهبردی است که زمینه ساز پایداری جمعیتی و نشاط اجتماعی خواهد بود.
بخش دوم: موانع فرهنگی و ساختاری در راه نهادینه سازی فرزندآوری
باید این حقیقت را بپذیریم که وقتی جوانی در محاصره ی تصاویر کلیشه ای رسانه ها از «زنِ مستقلِ بی مسئولیت» قرار گرفته یا زیر بار دغدغه های معیشتی و ناامنی شغلی کمر خم کرده، نمی شود از او انتظار داشت نگاهی رمانتیک به فرزندآوری داشته باشد. موانعِ پیش روی خانواده ها، جزیره های جدا از هم نیستند؛ وقتی رسانه هراسِ ذهنی تولید می کند و ساختار اجتماعی حمایتی از مادرِ شاغل نمی کند، میلِ درونی به فرزندآوری به آسانی سرکوب می شود.
با اتکا بر آمارهای رسمی و تحولات فرهنگی، روشن است که روند نزولی نرخ باروری کشور نه فقط از عوامل اقتصادی، بلکه بیشتر از همه از تغییر در نگرش های ارزشی و گفتمان های حاکم بر سبک زندگی ناشی می شود.
نهادینه شدن هر رفتار اجتماعی، نیازمند پشتوانه های ذهنی، اقتصادی، اجتماعی و رسانه ای است. در ایران، باوجود دغدغه های رسمی نسبت به کاهش نرخ باروری، موانعی در سطوح مختلف مانع از تبدیل فرزندآوری به یک فرهنگ فراگیر شده است. با تحلیل داده های رسمی و نتایج پژوهشی، چهار دسته، شامل موانع ذهنی، موانع اقتصادی، موانع اجتماعی و موانع رسانه ای مانع اصلی دراین خصوص شناسایی شده اند.
الف- موانع ذهنی: چالش در نگرش ها و ارزش های فردی
تغییرات نسلی در ایران، تحولات عمیقی را در نگرش به فرزندآوری به وجود آورده است. نتایج علمی نشان می دهند که فرزندآوری دیگر به منزله ی یک رسالت طبیعی تلقی نمی گردد، بلکه به مثابه انتخابی پرمخاطره و گاه مزاحم سبک زندگی درک می شود. عواملی مانند افزایش فردگرایی، تصور منفی از مادری در بین زنان تحصیل کرده، اضطراب نسبت به آینده ی فرزندان و تمایل به کیفیت زندگی شخصی، همگی سبب تضعیف میل درونی به فرزندآوری شده اند.
ب- موانع اقتصادی: کافی نبودن حمایت های معیشتی و ساختاری
داده های مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۲ نشان داده است که خانوارهای دارای فرزند دوم و سوم، در معرض فشارهای معیشتی بالاتری قرار دارند.
نبود مسکن مناسب، درآمدهای ناپایدار، رشد هزینه های آموزش، بهداشت و تغذیه و نبود بیمه های کارآمد مادر و کودک، مهم ترین موانع اقتصادی محسوب می شوند. همچنین، ناامنی شغلی بخصوص برای زنان نیز عامل دیگری برای تعویق یا عدم تصمیم گیری در رابطه با ی تولد فرزندانِ بیشتر است.
ج- موانع اجتماعی: ناهمخوانی چارچوب های جنسیتی و سبک زندگی با فرزندآوری
سبک زندگی جدید در کلان شهرها، با تأکید بر رقابت شغلی، مصرف گرایی، تحرک فردی و کم رنگ شدن شبکه های حمایتی، شرایط مساعد برای فرزندآوری را تضعیف کرده است. نتایج بعضی از پژوهش های علمی نشان داده اند فشار نقش های چندگانه بر زنان شاغل، تعارض بین مادری و پیشرفت فردی و نیز فقدان تسهیلات کافی برای مادرانِ تحصیل کرده یا شاغل، از موانع مهم اجتماعی در فرزندآوری به شمار می آیند.
خانواده نیز به سبب تغییر در چارچوب های خویشاوندی و تمایل به خانواده های هسته ایِ کوچک، کمتر نقش حمایتی سنتی را ایفا می کند.
د- موانع رسانه ای: بازنمایی نادرست از فرزند، مادر و خانواده
رسانه ها در ایران، چه در قالب سریال ها و چه در قالب شبکه های اجتماعی، در بسیاری موارد تصویرهای منفی یا کلیشه ای از فرزندآوری و مادری ارایه می دهند. بعضی از پژوهشها تاکید دارند که زن ایده آل در رسانه ها اغلب فردی مستقل، موفق و بدون مسئولیت مادری بازنمایی می شود. از طرف دیگر، دغدغه ها نقشِ مادری همچون خستگی، فشار روانی یا تنهایی مادران، در قالب طنز یا ترحم تصویر می شود که خود تأثیرات منفی بر نگرش عمومی دارد.
رسانه های اجتماعی نیز با بازنشر تجربه های منفی از حاملگی و فرزندپروری، هراس ذهنی از فرزندآوری را تشدید می کنند.
به طورکلی، فرهنگ سازی در عرصه ی فرزندآوری، نیازمند مداخله در سطح نگرش ها، چارچوب های حمایتی، سبک زندگی و رسانه است. نتایج پژوهش های علمی داخلی نشان داده است که موانع موجود، به هم پیوسته و در حال تقویت یکدیگرند. بدون اصلاح هم زمان در عرصه ی ذهن، سیاست، جامعه و رسانه، امکان نهادینه سازی فرزندآوری به مثابه یک هنجار فرهنگی در جامعه ی معاصر ایرانی، فراهم نخواهد شد.
منبع: موزیك خوان
این مطلب موزیک خوان را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب